هزاران ایرانی در اعتراض برای آزادی کشته شدند

در حالی که گزارش‌ها از کشته‌شدن هزاران نفر در جریان سرکوب اعتراض‌ها در ایران حکایت دارند، روزنامه گاردین در مقاله‌ای می‌پرسد چرا بخش بزرگی از جهان در برابر رنج معترضان سکوت کرده است. سکوتی که به باور نویسنده، فقط به نفع سرکوبگران تمام می‌شود.

نویسنده در این مقاله نوشته است:

به خاطر قطع گسترده اطلاعات که نتیجه تصمیم تهران برای خاموش کردن اینترنت است، نمی‌شود با دقت گفت در خیابان‌های ایران دقیقا چه گذشته است.

با این حال، یک مقام رسمی رقم کشته‌ها را دو هزار نفر اعلام کرده است.

شبکه سی‌بی‌اس شمار جان‌باختگان را ۱۲ هزار نفر گزارش کرده و برخی هشدار داده‌اند ممکن است تعداد واقعی بسیار بیشتر باشد.

هزاران شهروند ایرانی فقط به این دلیل کشته شدند که علیه حکومتشان اعتراض کردند و زندگی بهتری خواستند.

  • بیانیه شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال: کشتار ۱۲ هزار ایرانی در سکوت دفن نخواهد شد

    بیانیه شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال: کشتار ۱۲ هزار ایرانی در سکوت دفن نخواهد شد

گزارش‌ها وحشتناک است و کسی هم عملا آن‌ها را تکذیب نمی‌کند.

حکومت حتی خودش عکس‌هایی از سردخانه‌هایی منتشر کرده که کیسه‌های جسد در آن ردیف شده‌اند.

گفته می‌شود نیروهای امنیتی با سلاح‌های خودکار به معترضان شلیک کرده‌اند و بدون هدف‌گیری مشخص به میان جمعیت زده‌اند.

بعضی گزارش‌ها هم می‌گوید از تفنگ‌های ساچمه‌ای استفاده شده و ساچمه را به چشم معترضان زده‌اند تا آن‌ها را کور کنند.

  • جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان؛ فراخوان ارسال اسناد بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر ایران

    جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان؛ فراخوان ارسال اسناد بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر ایران

چرا مردم با وجود خطر به خیابان آمدند؟

یوناتان فریدلند، نویسنده مقاله گاردین، در ادامه نوشته است کسانی که به خیابان آمدند، خوب می‌دانستند چه خطری را می‌پذیرند: «این اولین‌بار نبود. وقتی ایرانی‌ها در سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) به انتخاباتی اعتراض کردند که احساس می‌کردند از آن‌ها دزدیده شده، یا در سال ۲۰۱۹ (۱۳۹۸) از گرانی شدید بنزین گفتند، یا در ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ (۱۴۰۱) با شعار «زن، زندگی، آزادی» تجمع کردند، هر بار پاسخ حکومت خشونت بود. با همه این تجربه‌ها، آنان باز هم اعتراض کردند.»

این بار اعتراض‌ها در همه ۳۱ استان ایران شکل گرفت و فقط به یک طبقه خاص محدود نبود. نه فقط طبقه متوسط شهری، بلکه پیر و جوان، زن و مرد، فقیر و مرفه‌تر، به خیابان آمدند.

این حرکت مثل برخی موج‌های قبلی به یک خواسته واحد محدود نبود. این بار، خشم گسترده‌تری علیه کل حکومت دیده می‌شد. و دلیلش هم روشن است.

اقتصاد ایران از کار افتاده، پول ملی تقریبا بی‌ارزش شده و درآمد ملی کشوری که نفت دارد، با فاصله زیادی پایین‌تر از میانگین جهانی است.

ثروت ایران به شکلی فاجعه‌بار هدر رفته و صرف پروژه‌هایی شده که هدفشان تبدیل ایران به قدرت منطقه‌ای است؛ چه با تلاش برای دستیابی به سلاح هسته‌ای و چه با حمایت از نیروهای نیابتی در خارج: حزب‌الله در لبنان، حماس در غزه و حوثی‌ها در یمن.

نتیجه این سیاست‌ها این است که زیرساخت‌های داخل کشور آن‌قدر فرسوده شده که ماه گذشته پایتخت تا آستانه بی‌آبی پیش رفت.

محرومیت فقط اقتصادی نیست و زندگی آزاد هم ممنوع است

سختی زندگی در ایران فقط به اقتصاد مربوط نیست.

گاردین تاکید کرده است که ایرانی‌ها از پایه‌های یک زندگی آزاد هم محروم‌اند: «نمی‌توانند آزادانه حاکمانشان را انتخاب کنند، چون چیزی که نامش انتخابات است عملا نمایش است و فقط وفاداران به حکومت اجازه ورود به رقابت را دارند. نمی‌توانند آزادانه حرف بزنند یا نظر واقعی اطرافیانشان را بشنوند، چون سانسور هر صدای انتقادی را خاموش می‌کند. نمی‌توانند آزادانه عاشق کسی شوند که می‌خواهند، چون روابط همجنس‌گرایانه ممکن است به شلاق یا حتی مرگ منتهی شود.»

نویسنده این مقاله با ارجاع به مطلبی از نیویورک‌تایمز از قول این رسانه نوشت که «زن‌ستیزی، سیاست رسمی حکومت» است: «در کشوری که ارزش شهادت زن در دادگاه رسما کمتر از مرد است و زنان اجازه ندارند در انظار عمومی تک‌خوانی کنند … حتی جان انسان هم نزد حکومت ارزش چندانی ندارد: در سال ۲۰۲۵ بیش از دو هزار نفر از شهروندان ایران اعدام شدند؛ یعنی به طور متوسط روزی حدود شش نفر.»

به همین دلیل، انگیزه برای اعتراض کم نبوده و نیست اما معترضان یک عامل دیگر هم داشتند: تشویق آشکار از سوی قدرتمندترین مرد جهان.

ترامپ گفت «کمک در راه است» اما خبری نشد

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، سه‌شنبه ۲۳ دی‌ماه نوشت: «اعتراض را ادامه دهید. کمک در راه است.»

او همان روز در یک سخنرانی به ایرانی‌ها گفت «نهادها را تصاحب کنید» و از آن‌ها خواست مبارزه را ادامه دهند؛ با این پیام که آمریکا به کمک خواهد آمد.

او وعده داد آمریکا «در حالت آماده‌باش کامل و آماده اقدام» است.

اگر ایرانی‌ها فکر کردند این یعنی آمریکا قرار است با اقدام نظامی حکومت را کنار بزند، تا این لحظه چنین نشده است.

جهان چه می‌تواند بکند و چرا سکوت خطرناک است؟

با این حال، جهان بیرون هنوز کارهای زیادی می‌تواند انجام دهد. تحریم‌ها شدید است، اما می‌تواند شدیدتر هم بشود.

یک مقام ارشد سازمان ملل به‌طور خصوصی گفته است: «هنوز راه زیادی مانده است.»

این یعنی می‌توان افراد مشخصی را که در خونریزی این ماه نقش داشته‌اند هدف تحریم قرار داد، و حتی نهادهای اصلی را هم.

اتحادیه اروپا می‌تواند پیشقدم شود و سپاه پاسداران را تحریم کند.

چنین تصمیم‌هایی می‌تواند محاسبات افراد کلیدی حکومت را تغییر دهد و آن‌ها را به این فکر بیندازد که آیا وفاداری‌ ایشان هنوز به نفعشان است یا نه.

نویسنده گاردین در ادامه مقاله خود نوشت: «راه‌های مستقیم‌تری هم وجود دارد. عملیات سایبری قبلا در ایران مؤثر بوده و می‌تواند دوباره مؤثر باشد، اگر مستقیما نهادهایی را هدف بگیرد که در سرکوب نقش دارند؛ مانند بسیج. همچنین می‌توان با کمک استارلینک و ابزارهای مشابه، اینترنت را به مردم رساند تا حکومت نتواند ایران را در تاریکی نگه دارد.»

اما در همین فاصله، یک کار کوچک هست که همه مردم جهان می‌توانند انجام دهند: «به مردم ایران توجه کنند. بعد از آن کشتار، اعتراض‌ها کمتر شده‌اند و این طبیعی است، چون ترس ایجاد شده است. اما همزمان با عقب‌نشینی اعتراض‌ها، رسانه‌ها و سیاستمداران هم توجه‌شان را کم کرده‌اند، در حالی که هزاران جسد حاصل از یک کشتار عظیم هنوز سرد نشده‌اند.»

  • فشار جمهوری اسلامی بر خانواده‌های معترضان کشته‌شده: «حق تیر» را بده

    فشار جمهوری اسلامی بر خانواده‌های معترضان کشته‌شده: «حق تیر» را بده

نویسنده این مقاله در ادامه تاکید کرد: «خیلی از کسانی که معمولا به همبستگی با ستمدیدگان خاورمیانه افتخار می‌کنند، این بار به شکلی عجیب سکوت کرده‌اند و سریع از موضوع عبور کرده‌اند. شاید چون نمی‌خواهند بیش از حد با حکومتی درگیر شوند که خودش را دشمن آمریکا و اسرائیل معرفی می‌کند. شاید فکر می‌کنند هر کسی که دشمن ترامپ باشد، خودبه‌خود دوست آن‌هاست. شاید می‌ترسند اگر با حکومتی مخالفت کنند که می‌خواهد اسرائیل نابود شود، حمایتشان از فلسطینی‌ها تضعیف شود.»

فریدلند در پایان، بی‌تفاوتی نسبت به کشته شدن هزاران ایرانی در خیابان‌ها را «موضع اخلاقی غیر قابل دفاع» دانست: «این کار نه به قربانیان کمک می‌کند و نه به آزادی، بلکه فقط به نفع سرکوبگران است؛ کسانی که هم‌وطنان خود را شلاق می‌زنند، اعدام می‌کنند، به گلوله می‌بندند و کور می‌کنند، در حالی که جهان فقط نگاه می‌کند.»

توسط حسن حمزه زاده حیقی

حسن حمزه زاده متولد سال ٦٥ در كرج ،كارشناس رشته عمران ساختمان و فعال حقوق بشر در ايران بوده و سعى دارم در اين راه بزرگ با قدم هاى كوچك و پيوسته در راستاى هدف خود كه آزادى و برابرى و رعايت تمامى قوانين حقوق بشرى در ايران ميباشد حركت كرده و باشد كه فعاليت هاي اين حقير در جهت آگاهى رسانى و افشاگرى كار آمد بوده و به اميد روزي كه طلوع خوشيد نويد بخش انسانيتى توام با حس آزادى و رهايى از ظلم و ستم نه تنها براي مردم ايران بلكه براى تمامى جوامع بشر باشد .

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها