صبح روز تاریخی در اول ماه مارس ۲۰۲۶، جهان با خبری تکاندهنده مواجه شد: علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، در نتیجه حملات مشترک ایالات متحده و اسرائیل کشته شد. این خبر از سوی رسانههای معتبر بینالمللی و سپس رسانههای رسمی ایران تأیید شد.
خامنهای نه یک رهبر محبوب، نه یک شخصیت مورد احترام عام، بلکه نماد سرکوب سیاسی، بیعدالتی، و اقتدارگرایی بیحد و حصر بود که بیش از سه دهه بر ایران حکومت کرد. از زندان و سانسور گرفته تا سرکوب اعتراضات و محدودیتهای شدید آزادیهای فردی و اجتماعی — دوران او برای بخش بزرگی از جامعه ایران با درد و نفرت گره خورده بود.
⸻
۱. واکنش خیابانی: شادی، خشم، رهایی
در شهرهای مختلف اروپا، آمریکا و حتی کانادا، ایرانیان که سالها زیر سایه سرکوب و تهدید زندگی کرده بودند، در لحظه اعلام خبر به خیابانها ریختند. شادیِ بیپرده، فریادهای رهایی، اشکهای رهایییافته از سالها خشم و اندوه؛ اینها فقط آغاز ماجراست.
این واکنشها ریشه در نفرت انباشته شده از نظامی دارد که خامنهای رهبریاش را بر عهده داشت:
• دستگیریهای گستردهی فعالان مدنی
• سرکوب خونین اعتراضات
• سانسور و اختناق
• وضعیت اقتصادی فاجعهبار برای بخشهای عظیمی از جامعه
شادی برخی از ایرانیان، نه از «مرگ یک انسان»، بلکه از فروریختن دیوار سرکوبی است که سالها نفسشان را برید.
⸻
۲. واکنش رسمی: عزاداری و نمایشی از ادامه اقتدار
در داخل ایران اما روایت کاملاً متفاوت بود: رسانههای رسمی و بخشهایی از حکومت مرگ خامنهای را اتفاقی غمانگیز و ضایعهی ملی خواندند و مراسم رسمی عزاداری برگزار کردند.
این رفتار دولتی خوب نشان میدهد که حتی بعد از مرگ رهبر، ساختار قدرت و دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی تلاش میکند چهرهای موجه بسازد — چهرهای که در واقع هیچگاه موجه نبوده است.
⸻
۳. بحران قدرت: کوهی از سوالات بیپاسخ
پرسشهای واقعی اینجاست:
• چه کسی باید جایگزین خامنهای شود؟ ساختاری که او برپا کرده بود، مبتنی بر شخصیت او بود — نه نهادها و نه بیشینهی مشروعیت مردمی.
• آیا ساختار اقتدارگرای جمهوری اسلامی تضعیف میشود یا بازتولید میگردد؟
ساختار قدرت در ایران پس از خامنهای، نه فرو میریزد و نه خودبهخود به سمت آزادی حرکت میکند — مگر اینکه فشار اجتماعی و سیاسی واقعی وارد شود.
⸻
۴. پیامدهای بینالمللی: تنشِ بیشتر یا بازتنظیم؟
کشورهایی مانند روسیه به صراحت این اقدام را «قتل» خواندند و آن را محکوم کردند. این واکنش نشان میدهد که مرگ خامنهای برای بسیاری از قدرتها نه فقط یک واقعه نظامی، بلکه پیچیدهترین تحول ژئوپلیتیکی خاورمیانه در سالهای اخیر است.
همزمان ایران تهدید به انتقام و واکنش نظامی کرده که میتواند مسیر تنشها را بهشدت افزایش دهد.
⸻
۵. جمعبندیِ بیپرده
مرگ خامنهای پایان یک دیکتاتور نبود — آغاز یک نقطه عطف تاریخی است.
نه فقط به این دلیل که یک چهره اقتدارگرا از صحنه قدرت حذف شده، بلکه به این دلیل که جمعیت بزرگی از مردم ایران برای نخستین بار بعد از سالها حس کردند که احتمالِ پایان نظام سرکوب وجود دارد.
این لحظه، برای مخالفان جمهوری اسلامی نه مرگ یک انسان که نماد فروریختنِ دیوار ترس است
نویسنده:حسن حمزه زاده حیقی
